دانستنیهای قرآن

 دانستنیهای قرآنی شامل (دانستنیهای عمومی-  علوم قرآنی-اعجاز عددی قرآن ) 

* واژه دنیا در قرآن کریم ۱۱۵ بار به‌کار رفته است، و واژه آخرت هم همین تعداد.

* شیاطین ۶۸ مرتبه، ملائکه هم همین تعداد.

* حیات ۷۱ بار، موت هم همین تعداد.

* علم و معرفت و مشتقات آنها ۸۱۱ بار، ایمان و مشتقات آن هم همین تعداد.

* ابلیس یازده بار، و استعاذه از او هم به همین تعداد.

* کلمه یوم به معناى روز (به صورت مفرد) ۳۶۵ بار به تعداد روزهاى سال (شمسى) در قرآن به کار رفته است و به صورت تثنیه و جمع سى بار، به‌تعداد روزهاى ماه.

* کلمه شهر به معناى ماه، ۱۲ مرتبه در قرآن دیده مى‌شود به تعداد ماه‌هاى سال.

 

 دانستنى‏ها عمومى قرآن

————————————————————-

— قرآن کریم داراى سى جزء است، که هر جزء با جزء دیگر از نظر طول برابر است. احتمال دارد که حضرت رسول (ص) یا جانشینان ایشان این تقسیم را براى آن‌که قرائت روزانه قرآن آسان باشد، انجام داده باشند. در مصحف رسمى امروز جهان اسلام، یعنى در مصحف مدینه، به کتابت عثمان طه، هر جزء درست در بیست صفحه پانزده سطرى کتابت شده است.

– هر جزء از اجزاء سى‌گانه قرآن، چهار یا دو حزب و کل قرآن یکصد و بیست یا شصت حزب است. شاید این تقسیم‌بندى نیز براى تسهیل قرائت قرآن در مجالس فاتحه بوده باشد.

– تعداد آیات قرآن بر طبق اصح روایات ۶۲۳۶ فقره است.

– تعداد کلمات قرآن ۷۷۸۰۷ فقره است.

 قرآن کریم داراى (۱۱۵) بسم الله است.

– سوره حدید، سوره‌اى از قرآن است که به نام یکى از فلزات مى‌باشد.

– سوره روم، سوره‌اى از قرآن است که همنام پایتخت یکى از کشورهاست.

– سوره توحید، سوره‌اى در قرآن است که نام آن یکى از اصول دین است.

– سوره حج، سوره‌اى از قرآن است که نام آن یکى از فروع دین است.

– کلمه جلاله (اللَّه) در قرآن کریم ۲۶۹۹ بار به‌کار رفته است.

– حامدات قرآن، سوره‌هایى هستند که با «الحمدللّه» آغاز مى‌شوند. این سور به این قرارند:

۱-  سوره فاتحه

۲- سوره انعام

۳- کهف

۴- سبأ

۵- فاطر.

– مسبّحات سورى هستند که با تسبیح خداوند آغاز شده‌اند و عبارتند از:

۱-  اسراء

۲-  حدید

۳-  حشر

۴-  صف

۵-  جمعه

۶-  تغابن

۷-  اعلى.

– علامه طباطبائى، صاحب تفسیر ارزشمند المیزان، معتقد است که نزول دفعى قرآن بر قلب پیامبر (ص) بوده است.

– از نظر علماء شیعه «بسم الله الرحمن الرحیم» اول هر سوره، جزو آن سوره است.

– نظر علماء اهل سنت درمورد این که «بسم الله الرحمن الرحیم» اول هر سوره، جزء سوره است یا خیر مختلف است، برخى آن را جزو مى‌دانند، برخى دیگر فقط در سوره حمد جزء مى‌دانند و گروهى در هیچ جا جزء نمى‌دانند.

– قصص انبیا بیشتر در سوره‌هاى مکى بیان شده است و فقه یا احکام قرآن بیشتر در سوره‌هاى مدنى.

– قصص انبیا به نحوى بخش‌بخش در سراسر قرآن کریم آمده است، داستان هیچ پیامبرى به‌طور سراسرى و یکپارچه در قرآن نیامده است، مگر داستان یوسف و برادرانش که به تمامى و یکپارچه در سوره یوسف، سوره دوازدهم قرآن آمده است.

– تقسیم درونى و تفصیلى قرآن، تقسیم به رکوعات است. رکوعات بر خلاف سایر تقسیم‌بندى‌هاى قرآن طول و اندازه مساوى و معین ندارد، بلکه قرآن‌شناسان خبره، هر بخش متشکل از چند آیه را که، هم موضوع و هم معنا بوده است، رکوع / رکوعات نامیده‌اند. عدد رکوعات قرآن طبق مشهور ۵۴۰ فقره است.

– سبع طُوَل یا طِوال یعنى سوره‌هاى بلند قرآن، عبارتند از: هفت سوره از بقره تا توبه، منهاى سوره انفال.

– مفصّلات عبارتند از ۶۶ سوره کوچک قرآن، بعد از سوره حجرات؛ یعنى از سوره «ق» آغاز مى‌شود تا پایان قرآن، به‌اضافه سوره حمد که در اول قرآن قرار دارد.

– زهراوان یا زهراوین به دو سوره قرآن اطلاق مى‌گردد: بقره و آل‌عمران.

– معوّذتین (که به فتح واو تلفظ مى‌شود و درست آن، کسر واو است) نام دو سوره آخر قرآن، یعنى فلق (قل اعوذ بربّ الفلق) و ناس (قل اعوذ بربّ الناس) است که چون حضرت رسول (ص) با خواندن آن‌ها نوادگانشان حسن و حسین (ع) را تعویذ مى‌کردند (به‌پناه خداوند مى‌سپردند) به این نام خوانده شده‌اند.

– حروف مقطّعه یا فواتح سور، به حروفى مانند الم [الف، لام، میم‌]، طسم [طا، سین، میم‌]، کهیعص [کاف، هاء، یاء، عین، صاد] گفته مى‌شود که گسسته از همند و متشکل از ۲۹ حرف یا مجموعه حروف هستند که در آغاز ۲۸ سوره قرآن – که همگى مکى هستند جز بقره و آل‌عمران – آمده است.

– بعضى از محققان شیعه گفته‌اند از حروف مقطّعه، اگر حروف مکرر را رها کنیم، عبارت «صراط على حقّ نمسکه» (راه على حق است آن را در پیش مى‌گیریم) بیرون مى‌آید. و بعضى از محققان اهل سنت، شاید در پاسخ آن گفته‌اند از جمع آن‌ها عبارت «صحّ طریقک مع السنه» (راه تو با اهل سنت درست است) برمى‌آید.

– کوتاه‌ترین آیه قرآن از میان حروف مُقطّعه، «طه» در آغاز سوره طه، سوره بیستم و «یس» در آغاز سوره یس، سوره سى‌وششم قرآن است. باید توجه داشت که «ق» در آغاز سوره «ق»، و «ن» در آغاز سوره قلم، داراى عدد مستقل نیستند، یعنى آیه واحدى شمرده نشده‌اند.

– اگر از حروف مقطعه یا فواتح سُوَر بگذریم کوتاه‌ترین آیه قرآن مجید «مدهامّتان» است (سوره الرحمن، آیه ۶۴) که معناى آن «دو برگ یا باغ سبز سیه‌تاب» است و بلندترین آیه، آیه تداین (مربوط به لزوم کتابت سند براى وام) مى‌باشد (سوره بقره، آیه ۲۸۲)

– بلندترین سوره قرآن، سوره بقره است (در مصحف به کتابت عثمان‌طه ۴۸ صفحه است) و کوتاه‌ترین سوره، سوره کوثر است که طول آن فقط یک سطر و نیم است.

– مئون / مئین سوره‌هایى هستند که بیش از صد آیه دارند: یونس، هود، یوسف، نحل، اسراء، کهف، طه، انبیاء، مؤمنون، شعراء و صافّات.

– مثانى در اصطلاح علوم قرآنى، عبارت است از: تمام سوره‌هایى که بعد از سوره شعراء تا سوره حجرات قرار دارند و تعداد آیات آنها از صد کمتر است. این سوره‌ها از سوره ۲۷ (نمل) آغاز و تا سوره‌۴۹ (حجرات) ادامه پیدا مى‌کنند، به‌استثناى سوره صافّات که ۱۸۲ آیه دارد. به این مجموعه سور هشت سوره دیگر که تعداد آیات آنها از صد کمتر است نیز اضافه مى‌شود؛ یعنى انفال، رعد، ابراهیم، حجر، مریم، حج، نور، فرقان.

– دو آیه در قرآن وجود دارد که تمامى حروف الفبا در آنها به کار رفته است، این دو آیه عبارتند از آیه ۱۵۴ سوره آل‌عمران و آیه آخر سوره فتح.

– دو آیه در قرآن کریم هست که عباراتى از آنها صنعت قلب مستوى یا عکس کامل دارد. یعنى از هر دو سو یکسان خوانده مى‌شود:

۱-   کلٌّ فى فلک» (یس، ۴۰)

۲-  ربّک فکّبر» (مدثر، ۳)

– وسط قرآن مجید، یعنى آن‌جا که قرآن، درست به دو قسمت تقسیم مى‌گردد کلمه «ولیتلطّف» (سوره کهف، ۱۹) است.

– مفصل‌ترین ترجیع‌بند قرآن در سوره الرحمن است که ۳۱ بار آیه «فباىّ آلاء ربّکما تکذبان» (پس کدامین نعمت پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟) تکرار شده است. در این آیات «ربّکما» یعنى پروردگار شما دو تن، انس و جن. رسم است که هنگام خواندن این آیه باید گفت: «ولا بشى‌ءٍ من نعمک ربّنا نکذّب، فلک الحمد» (پروردگارا، به هیچ چیز از نعمت‌هاى تو انکار نداریم، پس سپاس تو را)

– آیات سجده اعم از واجب و مستحب پانزده آیه است، که از آن میان چهار آیه سجده واجب دارد که باید به هنگام خواندن یا شنیدن آنها سجده کرد و سوره‌هایى را که این چهار آیه در آن هست «عزایم» نامند و این چهار سوره عبارتند از: سجده، فصّلت، نجم و علق.

   و ان یکاد …» آیه ماقبل آخر از سوره قلم است و تمام آن (با آیه بعدى) چنین است: «و إن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لمّا سمعوا الذکر و یقولون إنه لمجنون و ما هو إلّا ذکر للعالمین» (و بسیار نزدیک بود که کافران چون قرآن را شنیدند، تو را با دیدگانشان آسیب برسانند [چشم‌زخم بزنند] و گفتند او دیوانه است و حال آن‌که آن جز پندى براى جهانیان نیست) (سوره قلم، آیات ۵۱ و ۵۲). مفسران در شرح این آیه گفته‌اند که عده‌اى از کافران، چشم‌زنان حرفه‌اى و قهّار و شورچشم و گزندرسان طایفه بنى‌اسد را آوردند که حضرت رسول (ص) را چشم بزنند و از پاى درآورند، ولى حفظ الهى او را در امان داشت و این آیه در اشاره به آن نازل شد. گروهى از بزرگان گفته‌اند که خواندن و به همراه داشتن این آیه در دفع چشم زخم مؤثر است.

– در قرآن کریم از ۲۵ تن از انبیاى عظام الهى نام برده شده است و شرح مفصل یا کوتاه دعوت آنان در میان قوم خود به توحید و نیکوکارى آمده است. این پیامبران عبارتند از: ۱٫ آدم (ع) ۲٫ ابراهیم (ع) ۳٫ ادریس (ع) ۴٫ اسحاق (ع) ۵٫ اسرائیل [=یعقوب‌] (ع) ۶٫ اسماعیل (ع) ۷٫ الیاس (ع) ۸٫ الیسع (ع) ۹٫ ایوب (ع) ۱۰٫ داود (ع) ۱۱٫ ذوالکفل (ع) ۱۲٫ زکریا (ع) ۱۳٫ سلیمان (ع) ۱۴٫ شعیب (ع) ۱۵٫ صالح (ع) ۱۶٫ عیسى (ع) ۱۷٫ لوط (ع) ۱۸٫ محمد (ص) ۱۹٫ موسى (ع) ۲۰٫ نوح (ع) ۲۱٫ هارون (ع) ۲۲٫ هود (ع) ۲۳٫ یحیى (ع) ۲۴٫ یوسف (ع) ۲۵٫ یونس (ع)

– اعلام قرآن، یعنى شناخت و معرفى صاحبان نام‌هاى خاص در قرآن کریم که این نام‌هاى خاص را به این ترتیب مى‌توان طبقه‌بندى نمود:

۱-  گاه شامل رجال است؛ مانند ذوالقرنین یا شعیب یا ابراهیم.

۲- گاه شامل نساء است؛ مانند مریم و زنان بعضى انبیا یا زلیخا که تحت عنوان همسر عزیز مصر از او نام برده شده است.

۳-  گاه شامل اماکن جغرافیایى است؛ نظیر مصر، مدین، مکه و مدینه.

۴- گاه شامل غزوات است؛ مانند بدر، احد (از احد بالصراحه نام برده نشده است) یا حنین.

۵- گاه شامل اقوام است؛ مانند عرب، عاد، یأجوج و مأجوج

۶- گاه شامل نام فرشتگان است؛ مانند جبرئیل، میکائیل، ملک‌الموت، هاروت و ماروت.

۷-  گاه شامل آلهه کفر و بتان است؛ مانند عزّى، لات، منات، ود، سواع، یعوق.

۸-  گاه شامل رهبران کفر است؛ مانند فرعون، سامرى، قارون.

۹- گاه شامل موجودات غیبى اخروى است؛ مانند بهشت، جهنم، سلسبیل، کوثر.

۱۰-  گاه شامل کتب آسمانى است: زبور، تورات، انجیل و قرآن.

 

علوم قرآنى

————————————————————-

– پیشینه تفسیر قرآن به زمان رسول اکرم (ص) برمى‌گردد؛ زمانى که آن حضرت در پاسخ به پرسش‌هاى صحابه از آیات قرآن، آیات را تفسیر مى‌فرمودند.

– اولین نمونه‌هاى تفسیر علمى در شیعه به تفسیر تبیان شیخ طوسى متوفى ۴۶۰ برمى‌گردد.

– تفاسیر المیزان، الفرقان، الکاشف، البصائر، نوین، نمونه، من هدى القرآن و پرتوى از قرآن از تفاسیر مهم علمى قرن ۱۴ هستند و تفاسیر المیزان، المنار، الفرقان و فى ظلال القرآن چهار تفسیر مهم و معتبر قرن چهاردهم هجرى هستند.

– تفاسیر عیاشى، على بن ابراهیم قمى و فرات کوفى از اولین نمونه تفاسیر نگاشته شده هستند.

– موضع معتزله در تفسیر قرآن، یک موضع کاملاً عقلى است و آنان عقل را بیشتر از نقل حجت مى‌دانند.

– اوج نگارش تفاسیر روایى قرن یازدهم هجرى بوده است.

– یکى از ویژگى‌هاى مهم تفاسیر قرن چهاردهم تکیه بر عقل و علم است.

– تفسیر موضوعى قرآن یکى از دستاوردهاى قرآن‌پژوهى در قرن چهاردهم است و قبل از آن بصورت جدى و فراگیر بدان پرداخته نشده بود.

– علامه طباطبائى على‌رغم اینکه به تأثیر اسباب نزول در فهم قرآن اعتقاد دارد، بدلیل ضعف سندى روایات اسباب نزول، استفاده از آن‌ها را در تفسیر قرآن مورد تردید قرار مى‌دهد.

– تأویل مربوط به متشابهات است ولى تفسیر، دفع ابهام از تمام آیات.

– شأن نزول، عمومیت لفظ آیه را تخصیص نمى‌زند و عموم آیه شامل افراد سبب نزول و غیرسبب نزول مى‌گردد.

– روشن‌ترین مصادیق آیات متشابه در آیات مربوط به صفات و افعال الهى قرار گرفته است.

– مهم‌ترین علت و انگیزه جعل و تحریف در اسباب نزول انگیزه‌هاى سیاسى، مثل توجیه خلافت، فضیلت‌سازى و همچنین انگیزه‌هاى مذهبى بوده است.

– روایات اسباب نزول، که شمار آن‌ها به چندین هزار مى‌رسد، غالباً از اهل سنت نقل شده و غیرمستند و ضعیفند.

– وقف بین دو جمله که با هم ارتباط لفظى و معنایى ندارند و هر کدام جمله مستقلى به شمار مى‌روند وقف تام نامیده مى‌شود.

– وقف بر رؤوس آیات از موارد وقف تام شمرده مى‌شود.

– علومى که براى فهمیدن و فهماندن و شناخت و شناساندن هر چه عمیق‌تر و دقیق‌تر قرآن کریم به‌وجود آمده است، «علوم قرآنى» نام دارد. برخى عناوین این علوم و فنون قرآنى از این قرار است:

۱- تاریخ قرآن

۲-  علم رسم [رسم‌الخط]

۳-  شناخت مکى و مدنى

۴-  علم شأن نزول / اسباب نزول

۵-  علم شناخت ناسخ و منسوخ

۶- علم محکم و متشابه

۷- تحدّى، اعجاز و تحریف‌ناپذیرى قرآن

۸-  تفسیر و تأویل

۹-  قرائت، تجوید و ترتیل

۱۰-  فقه قرآن یا احکام قرآن

۱۱- اعراب قرآن یا نحو و دستور زبان قرآن

۱۲-  قصص قرآن

۱۳-  علم واژگان‌شناسى قرآن

۱۴- علم یا فن ترجمه قرآن.

– متشابهات که طبق تصریح قرآن کریم (آل عمران، ۷) در قرآن کریم وجود دارد، یعنى آیه‌ها و عباراتى از قرآن که آن‌ها را نمى‌توان و نمى‌باید به معناى ظاهرى گرفت. مانند این‌که «عرش الهى بر آب بود». در برابر متشابهات، محکمات است که بخش اعظم قرآن را تشکیل مى‌دهد و معناى آنها از ظاهرشان برمى‌آید؛ مانند «الوالدات یرضعن أولادهن حولین کاملین» (بقره، ۲۳۳) (مادران باید فرزندانشان را دو سال کامل شیر دهند). متشابهات در قرآن کریم در حدود دویست آیه در میان ۶۲۳۶ آیه است. تأویل متشابهات جایز و بلکه لازم است و آن وظیفه و در حد توان راسخان در علم و ایمان است و برعکس، تأویل محکمات غیرلازم و ممنوع است.

– مهم‌ترین تفسیر قدیم جهان اسلام تفسیر طبرى مورخ و محدث بزرگ ایرانى است (متوفى ۳۱۰ ق.) که به جامع‌البیان معروف است و در سى مجلد به طبع رسیده است. این تفسیر قدیم‌ترین و مهم‌ترین تفسیر نقلى یا مأثور جهان اسلام هم شمرده مى‌شود.

– قدیم‌ترین تفسیرهاى شیعه یکى تفسیر على بن ابراهیم قمى است که در دو مجلد به طبع رسیده است؛ و دیگر تفسیر فرات کوفى. قمى و کوفى از رجال اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجرى‌اند.

– قدیم‌ترین تفسیر فارسى شیعه امامیه، تفسیر ابوالفتوح رازى (متوفاى نیمه اول قرن ششم هجرى) است که رَوض‌الجِنان و رَوح‌الجَنان نام دارد. این تفسیر در بیست جلد است و پیش‌ترها به کوشش علامه قزوینى، مرحوم قمشه‌اى، مرحوم شعرانى و اخیراً به کوشش دکتر محمد جعفر یاحقى و دکتر مهدى ناصح به طبع رسیده است.

– قدیم‌ترین تفسیر عرفانى فارسى، تفسیرکشف‌الاسرار و عده‌الابرار اثر رشیدالدین ابوالفضل میبدى (م‌۵۲۰ ق.) است که مبتنى بر شیوه تفسیرى خواجه عبداللَّه انصارى است.

– جامع‌ترین تفسیر قدیمى شیعه امامیه، مجمع البیان در ده مجلد اثر ابوعلى امین‌الاسلام فضل بن حسن طَبرسى (م ‌۵۴۸ ق) به عربى است که به فارسى هم ترجمه شده است.

– مهم‌ترین تفسیر شیعه در قرن چهاردهم هجرى تفسیر المیزان، اثر شادروان علامه طباطبائى (م ‌۱۳۶۱ ش) است. این اثر در بیست جلد به عربى نوشته شده است که به فارسى نیز ترجمه شده است.

 

تاریخ قرآنى

————————————————————-

– تا اواخر قرن چهارم، خطاطان، قرآن را به خط کوفى مى‌نگاشتند و در اوایل قرن پنجم هجرى خط زیباى نسخ جاى خط کوفى را گرفت.

– از ابوالاسود دوئلى، یحیى بن یعمر و نصر بن عاصم بعنوان نقطه و اعراب‌گذاران قرآن نام برده مى‌شود.

– کاتبان وحى را تا چهل نفر از صحابه باسواد هم شمرده‌اند که ده تن از آنان عبارتند از:

۱- امیرالمومنین على بن ابى طالب (ع)

۲- ابوبکر

۳- عمر

۴-  عثمان

۵- ابىّ بن کعب

۶-  زید بن ثابت

۷- طلحه

۸- زبیر

۹-  سعد بن ابى‌وقاص

۱۰-  سالم مولى ابى حذیفه.

– چند تن از حافظان اولیه قرآن کریم از میان صحابه پیامبر (ص) عبارتند از:

۱-  امیرالمومنین على بن ابى طالب (ع)

۲- عثمان

۳- ابن مسعود

۴-  ابىّ بن کعب

۵-  زید بن ثابت

۶-  ابو زید

۷- سالم مولى ابى حذیفه

۸-  معاذ بن جبل

– قاریان هفت‌گانه یا قرّاء سبعه، که در واقع ائمه قرائت و قرائت‌شناسى هستند، عبارتند از:

۱- عبداللَّه بن عامر دمشقى

۲-  عبداللَّه بن کثیر مکى

۳- عاصم بن ابى النجود

۴-  زَبّان بن علاء

۵-  حمزه بن حبیب کوفى

۶-  نافع بن عبداللَّه مدنى

۷- على بن حمزه کسائى.

– قریب دو ثلث قرآن در مکه، و کمى بیش از یک ثلث آن در مدینه نازل شده است. تعداد آیات مکى ۴۴۶۸ آیه است و تعداد آیات مدنى ۱۷۶۸ آیه.

– قرآن کریم براى نخستین بار در ایران در سال ۱۲۴۶ هجرى قمرى در دوره قاجاریه با چاپ حروفى منتشر شد.

– اولین گردآورنده قرآن حضرت على (علیه السلام) است.

– نخستین شخصى که علم تجوید را به رشته تحریر درآورد ابوعبید قاسم بن سلام بود.

– سلمان فارسى اولین شخصى بود که سوره حمد را به زبان فارسى ترجمه کرد.

– ابان بن تغلب» که یکى از شاگردان امام سجاد (علیه السلام) بود اولین شخصى بود که در قرائت قرآن کریم کتاب نوشت.

– ابوعلى محمد بن على بن حسین مُقْله اثنا عشرى» در سال ۳۱۰ قمرى خط نسخ را ابتکار کرد و به سبب آسانى و زیبایى که داشت بلافاصله جایگزین خط کوفى در کتابت قرآن شد.

– قرآن کریم براى اولین بار در سال ۱۶۹۴ میلادى برابر با ۱۱۰۵ قمرى به اهتمام «ابراهام انکلمان» با مقدمه‌اى به زبان لاتین در هامبورگ منتشر شد.

– الکساندر روس اسکاتلندى براى اولین بار قرآن را به زبان انگلیسى ترجمه نمود.

 اعجاز قرآن

————————————————————-

– اعجاز عددى قرآن کریم» یکى از رشته‌هاى قرآن‌پژوهى جدید است که مقصود آن نشان‌دادن نظم اعجازگونه ریاضى قرآن کریم است. نخستین کسى که این مسأله را پیش کشید و حیرت و اعجاب جهانیان را برانگیخت، دکتر رشاد خلیفه مصرى‌الاصل و استاد کامپیوتر در دانشگاه‌هاى امریکا بود که فرضیه عدد نوزده را پیش کشید که بسم‌اللَّه‌الرحمن الرحیم، نوزده حرف است و کلمه «اسم» نوزده بار در قرآن آمده است، و کلمه جلاله (اللَّه) ۲۶۹۸ بار که مضربى از نوزده است؛ یعنى ۱۹ ضرب در ۱۴۲؛ و «الرحمن» ۵۷ بار (۳ ضرب در ۱۹)، و «الرحیم» ۱۱۴ بار (۱۹ ضرب در ۶) در قرآن به‌کار رفته است. اما نظریه او از آن جهت که عدد نوزده عدد مقدس بابیان و بهاییان است، مشکلات جدى به وجود آورد. اشکال دیگر نظریه او این بود که تا حدودى «حساب‌سازى» در آن مشاهده شد. از جمله یکى از بزرگ‌ترین قرآن‌پژوهان ایران، آقاى دکتر محمود روحانى، که صاحب یکى از دقیق‌ترین فرهنگ‌ها و فهرست‌هاى آمارى قرآن است (به‌نام فرهنگ آمارى کلمات قرآن کریم / المعجم الاحصائى لألفاظ القرآن الکریم، ۳ مجلد، طبع مشهد، مؤسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوى)، بررسى جدید و دقیقى درباره آمار کلمه جلاله (اللَّه) در قرآن انجام داده و با قاطعیت تمام آمار این کلمه را ۲۶۹۹ نشان مى‌دهد که با آمار رشاد خلیفه یک عدد اختلاف دارد.

– کتاب عبدالرزاق نوفل اعجاز عددى در قرآن‌کریم نام دارد و به قلم قرآن‌پژوه و قرآن‌شناس معاصر، آقاى مصطفى حسینى طباطبائى به فارسى ترجمه شده است. ذیلاً تعدادى از آمار و ارقام شگفت‌آور عبدالرزاق نوفل نقل مى‌شود:

* واژه دنیا در قرآن کریم ۱۱۵ بار به‌کار رفته است، و واژه آخرت هم همین تعداد.

* شیاطین ۶۸ مرتبه، ملائکه هم همین تعداد.

* حیات ۷۱ بار، موت هم همین تعداد.

* علم و معرفت و مشتقات آنها ۸۱۱ بار، ایمان و مشتقات آن هم همین تعداد.

* ابلیس یازده بار، و استعاذه از او هم به همین تعداد.

* کلمه یوم به معناى روز (به صورت مفرد) ۳۶۵ بار به تعداد روزهاى سال (شمسى) در قرآن به کار رفته است و به صورت تثنیه و جمع سى بار، به‌تعداد روزهاى ماه.

* کلمه شهر به معناى ماه، ۱۲ مرتبه در قرآن دیده مى‌شود به تعداد ماه‌هاى سال.

– کتاب دکتر ابوزهراء النجدى، قرآن‌پژوه شیعه «من الاعجاز البلاغى و العددى للقرآن الکریم» نام دارد. ذیلاً چند تناسب و ظرافت جدید عددى قرآنى را که او پیدا کرده است نقل مى‌کنیم:

* ساعت / الساعه در قرآن کریم ۲۴ بار به‌کار رفته است به تعداد ساعات شبانه‌روز.

* سماوات السبع یا سبع سماوات، هفت بار به‌کار رفته است.

* «سجد» و مشتقات آن ۳۴ مرتبه به‌کار رفته است که برابر مجموع سجده‌هاى هفده رکعت نماز شبانه‌روزى است، از قرار هر رکعتى دو سجده، جمعاً ۳۴ سجده.

* لفظ صلاه و قیام و اقیموا و مشتقات آن ۵۱ بار به‌کار رفته است که برابر با هفده رکعت نماز واجب و ۳۴ رکعت نماز مستحب شبانه‌روزى است.

* مشتقات وصى / توصیه به تعداد اوصیاى الهى دوازده بار به کار رفته است.

* لفظ شیعه و مشتقاتش دوازده بار در قرآن به کار رفته است.

* مشتقات فرقه، ۷۲ بار به کار رفته است و این به تعداد ۷۲ فرقه اسلامى است.

* کلمه (امام) به معناى رهبر و زمامدار الهى به صورت مفرد و جمع ۱۲ بار در قرآن کریم تکرار شده است که مطابق است با روایات نقل شده از پیامبر اسلام (ص) از طریق شیعه و سنى مبنى بر اینکه تعداد امامان بعد از ایشان ۱۲ نفر مى‌باشند.

* کلمه (رجل) به معناى مرد مساوى کلمه (امراه) به معناى زن هر کدام ۲۴ بار آمده است.

* کلمه (الحسنات) به معناى خوبى‌ها و کلمه (سیئات) به معناى گناهان هر کدام ۱۸۰ بار تکرار شده است.

* کلمه (الحیاه) به معناى زندگى وکلمه (الموت) به معناى مرگ هر کدام ۱۴۵ بار تکرار شده است.

* کلمه (ارسل) به معناى فرستاد و مشتقات آن ۵۱۳ بار در قرآن کریم تکرار شده است و نام ۲۸ پیامبرى که در قرآن از آنها نامى آورده شده است نیز مجموعاً ۵۱۳ بار تکرار شده است.

* کلمه (الرسل) به معناى پیامبران و کلمه (الناس) به معناى مردم هر کدام ۳۶۸ بار تکرار شده است.

* کلمه (سرور) به معناى شادى و کلمه (حزن) به معناى غم و اندوه هر کدام ۴ بار تکرار شده است.

* کلمه (الحر) به معناى گرما و کلمه (البرد) به معناى سرما هر کدام ۴ بار تکرار شده است.

– یکى از دلایل حقانیت قرآن آن است که خداوند متعال در سوره صف آیه ۶ مى‌فرماید: «و به یاد آورید هنگامى که عیسى پسر مریم گفت اى بنى اسرائیل من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى که تورات را که قبل از من نازل شده تأیید مى‌کند و بشارت دهنده هستم به پیامبرى که بعد از من مى‌آید و نام او احمد است.

همچنین خداوند در سوره اعراف، آیه ى ۱۵۷ مى‌فرماید: «مؤمنان کسانى هستند که از پیامبرى پیروى مى‌کنند که از هیچ بشرى تعلیم ندیده است همان پیامبرى که یهودیان و مسیحیان نام او را در تورات و انجیل نوشته شده مى‌یابند.

حال اگر در همان زمان که قرآن نازل شد، نام پیامبر در تورات و انجیل وجود نداشت فوراً علماى یهود که دائماً از نزدیک مراقب اسلام بودند براى اثبات عدم حقانیت قرآن به مسلمانان اعلام مى‌کردند که چنین چیزى نیست و تورات و انجیل را به مسلمانان نشان مى‌دادند، در حالى که چنین چیزى اتفاق نیفتاد و خود این مسأله نشانگر این است که نام مبارک پیامبر در زمان نزول این آیات در کتاب‌هاى مقدس یهودیان و مسیحیان بوده است و آنها با این نام مقدس کاملاً آشنایى داشته‌اند به همین دلیل خداوند متعال در سوره انعام آیه ۲۰ مى‌فرماید: «اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) پیامبر را مى‌شناسند همچنانکه فرزندان خود را مى‌شناسند». اما در قرن‌هاى بعد نام آن حضرت و اوصاف او را از تورات و انجیل به تدریج حذف کردند.

 

از این مطلب بازدید کنید

دعاهای ماه مبارک رمضان

اَعْمال مُشترکه در ماه رَمَضان از اوّل تا به آخر آن بعد از هر فریضه: …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

عبارت ریاضی را کامل نمایید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.