واژه های سامنی

واژه های سامنی 

 

پیت:خالی.

پیا کِرده:پیدا کردن.

پیزخَن:تبسم.

پینه:گیاه پونه،زمخت شدن پوست،خشکه کف دست،وصله.

پیڸدار:پولدار.

پا پتی:پا برهنه.

پاشارو:اصطلاحی در باغداری،برچیدن ته مانده محصول که هرکسی اجازه این کار را دارد،بعداز روبیدن.

پاکن:کفش کن.

پایزه روز:روزهای پائیز.

پَتی پَتی:خالی خالی.

پَخشه کۈره:نوعی پشه.

پَسَن کرده:پسند کردن.

پِلار:دانه انگور.

پلاسس:پژمرد.

پَنِم کاری:پنهان کاری.

پورسِ جۈ:پرسیدن،پژوهش.

پُوفلک:تاول.

پۈپۈکشی:دعوای زنانه،کشیدن موی یکدیگر.

پۈته:میان تهی.

نظر یادتون نره 

از این مطلب بازدید کنید

وجه تسمیه محله های شهر

سامن دارای سه محله سرکمر ، سر اسیل و محله نو می باشد . قدیمی …

۴ نظرات

  1. با حال بودن مرسی،فقط یه سوال شما خودتون سامنید؟
    در ضمن پیشارو نه پاشارو

  2. در جواب شما اقای جوجه :پاشارو یا پشارو وا‌ژه ای مرکب است که از دو کلمه پاش آرو که پاش به معنی بعد است و در مقابل پیش قرار میگیرد (پاش:بعد-پیش:قبل) و اما آرو تخفیف یافته جاروب است که کل واژه پاش جاروب می باشد یعنی روبیدن بعد از عمل اصلی

    آقای جوجه کسی که سامنی هست حداقل با زبان مادری خود اشنایی دارد و شاید صد بار به پشارو رفته باشد ان هم کجا باغا سرسیل

  3. اولا من آقا نیستم،دوما اونقدرا هم از زبان مادریم بی اطلاع نسیتم اما تا حالا پاشارو نشنیدم،همونطور که میدونید بعضی از واژه ها تو زبان سامنی تغییراتی داشته!!!مثلا کلمه مرتال که به معنی مردنیه از زبان انگلیسی اومده که تلفظ اصلی این کلمه با چیزی که ما سامنیا میگیم فرق میکنه

  4. شعر لری

    یِه رو خرِ مَش غلام رَم کِرد
    (یک روز خر مش غلام رم کرد)
    پالونِ اناخت ؤ بارِ کم کِرد
    (پالون انداخته و بارُ کم کرد)
    اوسار اَ گردنش سَوا کرد
    (افسار از گردنش جدا کرد)
    بَن اَ سر و دَسِ و پاش وا کرد
    (بند از سر و دست و پاش وا کرد)
    میخ طیلَنِ کَن وَ شد فراری
    (میخ طویله را کند و شد فراری)
    بی یوغ و مهار و بار گاری
    (بی یوغ و مهار و بار و گاری)
    جُفتک مِزه و سِری مِجُمُن
    (جفتک می زد و سری می جُنبُند)
    هرچی سر راش بی مِرمُون
    (هرچی سر راهش بود کنار می زد)
    هرچی غلام وَرِ وَر کرد
    (هر چه غلام داد و فریادکرد)
    خر خَنِس و رَفت و عَرعَرکرد
    (خر خندید و رفت و عرعر کرد)
    فارغ اَ گوال و هور و شَرا
    (فارغ ازخورجین و پیشانی بند و یراقش)
    خر مُوُفت و مِرفَت رو وِ صحرا
    (خر می گفت و می رفت رو به صحرا)
    بُرِسَ کمرِم دِ زیر بارِت
    (برید کمرم در زیر بارت)
    خِمِّس کَپلم دِ زیر لارِت
    (خم شد کپلم در زیر جثه ات)
    کم والَه کن و بیا بیا کُو
    (کم ناله و عجز و بیا بیا کن)
    زخمِ سَرِ شونِمِ سیل کو
    (زخم سر شانه ام را نگاه کن)
    یه اشکَم سیر جو نَخوردِم
    (یک شکم سیر جو نخوردم)
    یه سلطِ زِلالِ اَو نخوردِم
    (یک سطل زلال آب نخوردم)
    داغ ستَمِت دِ پُشتِ گُردَم
    (نشانه ستم تو بر پشت شانه ام)
    صُو تا وه ایواره بار بُردَم
    (صبح تا به غروب بار برده ام)
    سکُ مینِ دسِت مدام جاشَ
    (سیخونک توی دستت مدام جاشه)
    رُونم همه جاش آش و لاشه
    (رانم همه جاش آش و لاشه)
    چَن سالَ که نِی دیه نال سُمِّم
    (چندین ساله که پاهام سم ندیده)
    شونِه نه زه ئی وِ یالُ و دُمِم
    (شونه ای نزدی به یال و دمم)
    یِه پخشَه پَروِ وِرَم نَسانی
    (یک مگس کش برام نخریدی)
    یِه خر مَیَزیَ اِزِم نَرونی
    (یک خرمگسی ازم نروندی)
    نه کُجه نه رونکی نه پالو
    (نه زیور نه رو رانی و نه پالونی)
    باید مِشودی دِ گله گالو
    (باید می شدی تُو گله گاوها)
    دایم دَس و پام غرق لاسَه
    (مدام دست و پایم توی فضله است)
    بارِم مِثِ هیکلت قِناسَه
    (بارم مثل هیکلت قناسه)
    نِید یم اَ تو هوچ مهروُونی
    (ندیدم از تو هیچ مهربونی)
    منشورشُدی دِ بَد زوونی
    (مشهور شده ای به بد زبونی)
    دِشمونو وُ جَفنگ وردِ زوُونت
    (دشنام و جفنگ ورد زبانت)
    نُرفی نَوات و نلق دُونت
    (نفرین ها نقل و نبات دهانت)
    کی گُفته مه خر بَشِم تو آیِم
    (کی گفته من خر باشم تو آدم)
    مه کَه بَخورِم تو مغزِ بایِم
    (من کاه بخورم تو مغز بادام)
    کی طَیلنِِ اَولش بِنا کرد
    (کی طویله را اولش بنا کرد)
    طاقش کِه زِنِس مِنِِ هِنا کرد
    (طاقش را که زد منو صدا کرد)
    کی روزِ منِ چینی سیا کرد
    (کی روز منو چنین سیاه کرد)
    ئی نخشَنه کی وِرَم پیا کرد
    (این نقشه رو کی برام پیاده کرد)
    نُرفی مُکُنِم اَیَر بَمونی
    (نفرین می کنم اگر بمونی)
    مجبور بشی اوتور بَرونی
    (مجبور بشی ماشین برونی)
    دایم موتورش لَقَه بَشونه
    (دائم موتورش لقد بندازه )
    آهِ مِنه ازِت بَسونه
    (آه من رو ازت بگیره)
    نُرفینِ خرِ غلام گُل کرد
    (نفرین خر غلام اثر کرد)
    بیچاره غلامِ دَس وِ رُل کِرد
    (بیچاره غلام را دست به رُل کرد)
    دیرو سرِ پیچ نا بلد کُش
    (دیروز سر پیچ نابلدکُش)
    بی ئی که یکی هَنا کُنه هُش
    (بدون اینکه کسی داد بزنه هُش)
    هی غَلطِس و رفت رو وِه دره دوله
    (هی غلطید و رفت رو به درّه)
    ماشین و غلام هُشگِ خَرّه
    (ماشین و غلام سرتاپا خرّه)
    آخر مَتَلِ خرِ فِراری
    (آخر متل خر فراری)
    واردِ صَحَوِش کَشِس وِ خواری
    (همراه صاحبش افتاد به خواری)
    امروز که تیشگ سر وِ کو زَد
    (امروز که تیغ آفتاب سر به کوه زد)
    اَفتو لُو بو رو وِ رو زَد
    (آفتاب به لب بام روبرو زد)
    یِه لا لَشِ مش غلامِ بُردن
    (از یکسو جسد مش غلام رو بردند)
    یِه لا خرِ گرگ و دال خوردن
    (از یکسو خر را گرگ و لاشخور خوردند)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

عبارت ریاضی را کامل نمایید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.